وب نیوز به نقل از" سیر نیوز " : جریان اصلاح طلب، این روزها مدام از آمدن و یا نیامدن خاتمی به عرصه یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری حرف می‌زند ، آنها بحث آمدن یا نیامدن خاتمی را هر روز پر رنگ تر می کنند تا از همین حالا او را برای انتخابات ریاست جمهوری پیش رو آمده کنند.
شاید مشکل تاریخی ما این باشد که همیشه، آزموده را می آزماییم. درس نمی گیریم. هیچ وقت از خودمان نمی پرسیم که خاتمی در طول هشت سال حضورش در سمت ریاست جمهوری چه کرد که حالا باید دوباره بیاید؟ کسی که به ادعای دوستانش فرصت سوز است، بیاید و باز هم فرصت بسوزاند؟ البته منظور حجاریان و من از فرصت سوزی فرق می کند. حجاریان خاتمی را فرصت سوز نامید و او را کوبید چرا که به زعم خودش، خاتمی رادیکال نبود و اهل کنار آمدن بود و خواست های فرا قانونی مشارکتی ها را ادامه نداد. 
اما من او را فرصت سوز می دانم چون در طول دوره ی هشت ساله اش، آمریکایی ها و اروپایی ها را پر رو کرد تا آن ها هر روز امتیاز بیشتری بخواهند.
کسی که در راس قوه ی مجریه یک کشور قرار می گیرد و خود را تدارکاتچی می نامد، آیا دوباره باید بیاید و به جای تاثیر گذاری در اقتصاد و علم و شکوفایی کشور، خود را فاقد قدرت بداند و همچنان تدارکاتچی باقی بماند؟ آقای خاتمی باید بداند که کشور به افراد زحمت کش و با اراده نیاز دارد نه تدارکاتچی.
اطرافیان خاتمی در این مدت تمام تلاش خود را کرده اند تا نامزدی خاتمی را به معنای اجازه ی مقام معظم رهبری به او اعلام و عنوان کنند. آن ها می خواهند از رهبری مایه بگذارند و آمدن خاتمی را خواست ایشان جلوه دهند ، در صورتی که چنین چیزی وجود ندارد ، مقام معظم رهبری در سخنرانی های مختلف خود پس از انتخابات سال 1388، به صورت مشخص، مرز فتنه گر و انقلابی را نشان دادند.
برخی از نمایندگان مجلس هم اگر چه با لیست اصولگرایان به نمایندگی رسیده اند، این روزها سنگ خاتمی را به سینه می زنند و حل شدن مشکلات را به آمدن او منوط می کنند! البته این نماینده و امثال او، همیشه موضع گیری هایی داشته اند که دل دوستان انقلاب از آن ها رنجیده است.
باز هم باید از خود پرسید که خاتمی بیاید چه کاری خواهد کرد ؟ هشت سال در مسند قدرت بود، چه کار نکرده ای برای او باقی مانده است؟
موافقان آمدن خاتمی را باید بدنه ی اصلی جریان اصلاح طلب در طول هشت سال زمامداری آن ها دانست به اضافه ی برخی از شبه اصولگرایانی که هنوز تکلیف شان با خودشان روشن نیست و نمی دانند باید چه کار باید بکنند. اما مخالفان آمدن خاتمی، متنوع ترند.
مخالفان آمدن خاتمی را به سه گروه می توان تقسیم کرد.
الف) اصلاح طلبان تندرو
خاتمی برای آمدن، مخالفانی هم در بین اصلاح طلبان دارد. در بهمن ماه سال 1391 عباس عبدی در گفتگو با خبرگزاری مهر گفته بود: « آمدن خاتمی مثل این است که بخواهیم یک فیل را از درعادی یک ساختمان  وارد خانه کنیم ، برای این کار یا باید در را بزرگ کنیم و یا بجای آن بچه فیل وارد آن ساختمان کنیم. مگر اینکه در اصل نیت ورود به ساختمان را نداشته باشیم یا این که از طریق زور فیل و فشار پشت آن بخواهیم در را بزرگتر کنیم.»
عباس عبدی از این دیگاه با آمدن خاتمی مخالف است که زمینه را برای فعالیت های اصلاح طلبان مساعد نمی داند ، او در لفافه حرف می زند اما خواهان اعطای امتیازات بیشتری به جریان اصلاح طلب است و آمدن خاتمی را منوط به مساعد شدن شرایط از نظر خودشان (اصلاح طلبان) می داند.
امثال عباس عبدی و سعید حجاریان معتقدند که اصلاح طلبان باید در برابر گرفتن امتیازات بیشتر، خاتمی را نامزد خود اعلام کنند.
ب) ضد انقلابیون فراری
گروه های فراری و ضد انقلابی که چشم به آشوب و فتنه بسته اند، با آمدن خاتمی مشکل دارند. آن ها خاتمی را خائن می دانند به این خاطر که او پس از انتخابات ریاست جمهوری 1388 در انتخابات دیگر شرکت کرده و رای داده و از این طریق از جریان فتنه فاصله گرفته است و مشروعیت نظام را پذیرفته است.
جریان ضد انقلاب به دنبال آن است که یک بار دیگر، ایران را در آستانه ی انتخاباتی دیگر، در هرج و مرج ببیند. آن ها فکر می کنند که با آمدن خاتمی، هرج و مرج احتمالی شان غیر ممکن شده و به صفر می رسد.
جریان ضد انقلاب حضور خاتمی انتخابات را سازش تلقی کرده و او را خائن به فتنه گران می داند.
در چند روز اخیر که بحث آمدن خاتمی داغ شده است، در سایت های مختلف ضد انقلاب علیه او مطالب زیادی نوشته شده است. سایت های، خودنویس، کلمه و بسیاری از صفحات شبکه های اجتماعی.
ج) دوستداران انقلاب
دوستداران انقلاب چند چیز را لازمه ی آمدن خاتمی به عرصه ی رقابت می دانند. اولین مسئله این است که خاتمی تاکنون از اصحاب فتنه تبری نجسته است. خاتمی باید به صورت مشخص و واضح، راه خود را از فتنه گران جدا کرده و نسبت به اتفاقات سال 1388 موضع گیری شفاف داشته باشد. خاتمی چه زمانی که رئیس جمهور بود و چه پس از آن دوره، با سیاست یکی به میخ و یکی به نعل زدن، راه خود را رفته است.
از نظر دوستداران انقلاب، کشور در شرایط حساسی است و نظم نوین جهانی و نقشه ی راه آمریکا و صهیونیسم برای خاورمیانه، اقتضا می کند که رئیس جمهور آینده ی ایران، فردی انقلابی و مجهز به اراده و ایمان و معتقد به فرامین رهبری باشد.
خاتمی برای آمدن باید تکلیف خود را با خود و خیلی ها روشن کند. نمی توان فتنه را محکوم نکرد و بعد در سر صندوق رای حاضر شد و رای داد و سپس نامزد انتخابات ریاست جمهوری هم شد!
آری، خاتمی برای کاندیدا شدن در انتخابات، باید تکلیفش را با خود، مردم و فتنه گران روشن کند.